23- شرح متن درس چهاردهم
بچه ها سلام. زیر آخرین بخش سه خط با خودکار قرمز ترسیم کنید. سپس مطابق با رنگ های خواسته شده مطالب را بنویسید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توحید مفضّل
کتاب توحید مفضّل >>> ترجمۀ علامه محمدباقر بن محمدتقی مجلسی >>> در سال 1094 هجری قمری >>> در بیان شگفتیهای انسان و آفرینش >>> املای امام صادق(ع) به مفضّل بن عمر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیدای پنهان
جهان، جمله، فروغ روی حق دان حق اندر وی ز پیدایی است، پنهان
جمله: تماما/ فروغ: روشنی/ دان: بدان/ اندر: در.
تضاد بین پیدا و پنهان/ تکرار واژه حق/ تشبیه جهان مثل فروغ روی حق
[تو] جهان [را]، جمله، فروغ روی حق بدان، حق اندر وی از پیدایی، پنهان است.
کلمات قافیه: دان و پنهان/ ردیف: وجود ندارد
شیخ محمود شبستری >>> گلشن راز
***
قسمت اول: «مفضل روزی در نزدیک مزار شریف پیامبر اکرم... تو هم شایسته با ما سخن بگو.»
- مزار: محل زیارت/ ضمن صحبت: در میان سخن/ زیاده: بیشتر/ متانت: پایدار و برقرار/ لذا: از این رو، برای این.
- مراعاتنظیر بین خدا و نبوت
- این قسمت از یازده جمله تشکیل شده است: نشسته بود، دید، آمده است، رد میکند، اعتراض کرد، گفت، هستی، بدانی، شنیده، گفته است، بگو.
***
قسمت دوم: «مفضل، اندوهناک، نزد امام صادق (ع) رفت... این کارها از طبیعت بیشعور، صادر نمیشود.»
- اندوهناک: غمناک/ ماجرا: آنچه گذشته باشد/ حکمت: حقیقت هر چیزی/ ابتدا میکنم: آغاز میکنم/ عبرت: پند گرفتن/ جمیع: یکجا شده/ اعضا: جمع عضو/ تامل: اندیشه و تفکر/ قائل: تسلیم شده/ شعور: فهم و دریافت و درک/ صادر: متضاد وارد
- تضاد بین شعور و بیشعور/ مراعاتنظیر بین دست، پا و چشم/ تکرار واژه طبیعت
- مفضل: نهاد/ اندوهناک: قید حالت/ نزد: نشانه متمم/ امام صادق: متمم/ رفت: فعل گذشته ساده/ و: حرف ربط/ ماجرا: مفعول/ را: نشانه مفعولی/ برای: نشانه متمم/ ایشان: متمم/ گفت: فعل گذشته ساده/ امام: نهاد/ در: نشانه متمم/ پاسخ: متمم/ حکمتهای آفرینش: گروه مفعولی/ را: نشانه مفعولی/ این گونه: قید کیفیت
***
قسمت سوم: «ای مفضل! چه کسی دل را در میان سینه قرار داده ... چه چیز نفع دارد او را و چه چیز ضرر دارد.»
- حافظ: نگاهدارنده/ موجب: سبب/ جراحت: زخم و ضرب/ بادزن: باد بزن/ قوه: نیرو/ نمیداشت: خلق نمیکرد/ خلل: گشادگی میان دو چیز/ امور: جمع امر.
- تشبیه پرده دل مثل پیراهنی است و شش مثل بادزن دل است/ مراعاتنظیر بین سینه، دل، دنده، گوشت و پوست/ تضاد بین دادن و گرفتن و بین نیکی و بدی و بین نفع و ضرر
- چه کسی: نهاد دل را در میان سینه قرار داده [است] و پنهان کرده [است] و پیراهنی که پرده دل است، بر روی آن پوشانیده [است] و دندهها را بر بالای آن حافظ گردانیده [است] و...
***
قسمت چهارم: «و نعمت فراموشی در آدمی، اگر تامل کنی، عظیمتر است از ... ترک معاصی نمیکردند.»
- نعمت: مال، ثروت، دارایی/ مصیبت: حادثه و سختی/ کینه: دشمنی و بدخواهی/ بپردازد: رها شود، خالی کند/ مصلحت: شایستگی و صلاح/ وصف: شرح دادن/ حیا: شرم، خجالت/ مهمانداری: مهماننوازی/ صله رحم: محبت و رفت و آمد با نزدیکان/ معاصی: جمع معصیت، گناهها.
- نعمت فراموشی و نعمت یادآوری: اضافه تشبیهی/ تضاد بین فراموشی و یادآوری/ بیرون رفتن کینه از دل: کنایه/ تضاد بین نیکی و بدی
- ای مفضل، درباره آن صفتی که از میان سایر حیوانات، ویژه انسان است: ای: حرف ندا/ مفضل: منادا/ درباره: نشانه متمم/ آن صفتی: گروه متممی/ که: حرف ربط/ از میان: نشانه متمم/ سایر حیوانات: گروه متممی/ ویژه انسان: گروه مسندی/ است: فعل اسنادی یا ربطی.
***
قسمت پنجم: «پس داده است خداوند علیم به آدمی آنچه صلاح دین و دنیای او در آنهاست ... فراوان گردانیده است.»
- علیم: دانا/ منع: بازداشتن از کاری/ شان: حق و باره/ طاقت: تاب و توان/ بقا: زندگانی.
- تضاد بین آنها و اینها/ تکرار واژه عمر/ مراعاتنظیر بین آب و نان و بین گرسنگی و تشنگی
- پس خداوند علیم به آدمی آنچه [را] [که] صلاح دین و دنیای او در آنها است، داده است و دانستن چند امری را که دانستن آنها در شان و طاقت او نیست از آدمی منع کرده است؛ مانند امور آینده و آنچه در دلهای مردم است و مانند اینها [است].
***
قسمت ششم: «و اگر آدمی را هرگز دردی نمیرسید ... مرا حاصل شد و خدا را حمد کردم.»
- تواضع: فروتنی/ تضرع: زاری کردن/ صدقات: جمع صدقه/ مساکین: جمع مکسر مسکین/ خضوع: فروتنی/ عافیت: سلامت/ معرفت: شناخت/ حاصل: به دست آمده/ حمد: شکر.
- مراعاتنظیر بین تواضع و خضوع/ واجآرایی صامت «د» و «ر»
- حکیم علیم صفت جانشین موصوف یعنی خداوند حکیم و علیم.